مرتضى مطهرى

45

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قرن دوازدهم ميلادى مىزيسته است . اين مرد از حوزهء اندلس اسلامى استفاده كرده است و همه چيز خود را مديون ابن الهيثم مىداند . ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن و همچنين گوستاو لوبون در تمدن اسلام و عرب از قول خود راجر بيكن مىنويسد كه اين مرد با صراحت مىگويد : استاد اصلى من در اين علم ابن الهيثم است و من از كتابهاى او استفاده كرده‌ام . البته بعدها مبحث نور را خيلىها پيش برده‌اند . در اثر شناختن نور و كيفيات نور ، بشر مسئلهء عكس و عكسبردارى و فيلمبردارى را آموخته است . اين موضوع كار علم است . آيا علم در اينجا پيشروى كرد يا نه ؟ البته كه پيشروى كرد . از اين راه چه استفاده‌ها كه بشر مىتواند ببرد ! . علم كار خودش را مىكند ، كشف و اختراع خودش را مىكند . يك دفعه يك آدم پول پرست هواپرست پيدا مىشود و آن را وسيله براى خالى كردن جيب مردم و ضمناً فاسد كردن اخلاق مردم قرار مىدهد ، از اين علمى كه بشر پيدا كرده است فيلمهاى فاسدكنندهء منحرف كننده ايجاد مىكند ؛ يعنى علم را به اسارت مىبرد ، از اين علم فيلمهاى فاسدى تهيه مىكند كه نتيجه‌اش خراب كردن اخلاق مردم است . آنوقت آيا ما مىتوانيم فلان فيلم سينمايى را قبول بكنيم و بگوييم پديدهء اين قرن است ، محصول علم است ؟ مىگوييم نه ، اين فقط محصول علم نيست ، محصول علم و چيز ديگرى است ، محصول شهوتِ شهوت پرستان است كه علم را در خدمت خودش گرفته است و يك چنين چيزى به وجود آورده است . مثال ديگرى عرض مىكنم : علم ديگرى در دنيا پيشروى مىكند به نام علم شيمى ، علمى كه خواص تركيبات اجسام را نشان مىدهد و بشر را قادر مىكند كه بتواند از عناصر تركيبات عجيبى بسازد مانند دواها . علم پيشرفت مىكند ، خواص تركيبات را طرح مىكند . تا آنجا كه حساب علم است ، ترقى و پيشروى است . آيا ما بايد با اين پيشروى علم هماهنگى بكنيم ؟ بله بايد هماهنگى بكنيم . اما به مرحله‌اى مىرسد كه مىبينيم علم در خدمت هوس افراد فاسدى قرار گرفت . افرادى تحصيل كردند ، متخصص شيمى شدند و با خواص تركيب اشياء آشنا شدند ، علم بيچاره را وسيله‌اى ساختند براى ساختن ماده‌اى به نام هروئين كه پدرجدّ ترياك است ؛ يعنى از هر جهت قدرتش چندين برابر ترياك است ، هم از لحاظ نشئه‌اى كه ايجاد مىكند و هم از لحاظ خمارى . عفيف‌ترين زنهاى دنيا اگر خداى ناخواسته مبتلا به هروئين